
کاش ...!
کاش می شد شیشهء غم را شکست...!
کاش می شد بغض و ماتم را شکست...!
کاش می شد اشکها را پاک کرد...!
کاش می شد کینه ها را خاک کرد...!
کاش می شد پر زد و پرواز کرد...!
کاش می شد کودکان را ناز کرد...!
کاش می شد کودکان را ناز کرد.
کجایی؟
در قید غمم خاطرآزاد کجایی؟
تنگ است دلم قوت فریاد کجایی؟
گر همنفسی تا نفسی شاد برآرم.!
مجنون تو کجا رفتی و فرهاد کجایی؟
ای ناوک تاثیر که کردی سفر از من!
میخواست تو را ناله به امداد کجایی؟
با آنکه ز ما هیچ زمان یاد نکردی!
ای آنکه نرفتی دمی از یاد کجایی؟
ای آنکه نرفتی دمی از یاد کجایی؟؟؟




