و دوباره دستهایمان پر از دعا می شود.........................
...ودوست داشتن از عشق برتر
هر چه کنم خاطر من از تو شکیبا نشود...
هنوز نوشتنم نمی آد!
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک...

دلم لک زده برای مسافرت...با اتوبوس...ترمینال غرب...این هوا چایی میچسبه
اصلا نوشتنم نمی آد!
دوباره برگشتم...