مي خواهمت چنانكه شب خسته خواب را
مي جويمت چنان كه لب تشنه آب را
محو توام چنانكه ستاره به چشم صبح،
يا شبنم سپيده دمان آفتاب را
بي تابم آنچنانكه درختان براي باد
يا كودكان خفته به گهواره تاب را
بايسته اي چنانكه تپيدن براي دل
ياآنچنانكه بال پريدن عقاب را
حتي اگر نباشي مي آفرينمت
چونانكه التهاب بيابان سراب را
اي خواهشي كه خواستني تر ز پاسخي
با چون تو پرسشي چه نيازي جواب را...
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پ ن :با موبايل آپ مي كنم!آخر تكنولوژي و محروميت!!
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای
سرو کوهی دام
گرم یاد آوری یا نه
من از یادت نمیکاهم
تورامن چشم در راهم........
آرامش جاودانه مي خواهم
ای مرگ از آن لبان خاموشت
یک بوسه ی جاودانه می خواهم ........
خیلی سخت است وقتی همه کنارت باشند و باز احساس تنهایی کنی. وقتی عاشق باشی و هیچ کس از دل عاشقت باخبر نباشد . وقتی لبخند می زنی و توی دل گریانی . وقتی تو خبر داری و هیچ کس نمی داند . وقتی به زبان دیگران حرف می زنی ولی کسی نمی فهمد . وقتی فریاد می زنی و کسی صدایت را نمی شنود . وقتی تمام درها به رویت بسته است... آن گاه دستهایت را به سوی آسمان بلند می کنی و از اعماق قلب تنها و عاشق و گریانت بانگ برمی آوری که: « ای خدای بزرگ دوستت دارم!» و حس می کنی که دیگر تنها نخواهی ماند.
اعتراض
تانهان سازم از تو بار دگر
راز این خاطر پریشان را
میکشم با نگاه ناز آلود
نرم و سنگین حجاب مژگان را
دل گرفتار خواهش جانسوز
از خدا را چاره می جویم
پارسا وار در برابر تو
سخن از زهد و توبه می گویم
آه ... هرگز کمان مبرکه دلم
بازبانم رفیق و همراهست
هرچه گفتم دروغ بود ، دروغ
کی ترا گفتم آنچه دلخواهست
تو برایم ترانه می خوانی
سخنت جذبه ای نهان دارد
گوئیا خوابم و ترانه تو
از جهانی دیگر نشان دارد
شاید این را شنیده ای که زنان
در دل «آری» و «نه» بر لب دارند
ضعف خود را عیان نمی سازند
راز دار خموش و مکارند
آه من هم زنم ، زنی که دلش
در هوای تو می زند پرو بال
دوستت دارم ای خیال لطیف
دوستت دارم ای امید محال
( فروغ فرخزاد)
در دامن سكوت به تلخي گريستم
نالان ز كرده ها و پشيمان ز گفته ها
ديدم كه لايق تو و عشق تو نيستم
-----------------------------------------------------------------------------------------------
پ ن:هیچ وقت برای کسی که زمانی تمام زندگیت بود بد نخواه...
مرا امشب كسی جز غم به بالين نيست
مرا هر دم غمی جز عشق ديرين نيست
تلنگر هی مزن بر شيشه عمرم
كه اين دل را دگر تاب جوانی نيست
دلم از غصه ها بر خاك و خون افتاده امشب
نگاه تو دگر بر اين دل زار و پريشان نيست
مرا درياب ای يار قديمی يار ديرينم

